ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
59
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
نقل نمود بما وليد فرزند صالح از همسر زيد بن ارقم كه گفت : پيامبر خدا در حجة الوداع از مكه برگشته تا بغدير جحفه در ميان مكه و مدينه نزول كرد ، و امر كرد كه سايبان بزرگى ترتيب دهند و خس و خاشاك زير آنها را پاك كنند ، سپس مردم را به نماز جماعت دعوت نمود ؛ و ما در هواى بسيار گرم بسوى او در آمديم ، و بعضى از ماها بسبب شدت گرما رداى خود را به سر كشيده و بعضىها بر قدمهايش مىپيچيد ، با اين حال بحضور پيامبر خدا ( ص ) رسيديم ، با ما نماز ظهر را خواند . ( 1 ) و سپس روى خود را بجانب ما برگردانده و فرمود : سپاس خدائى را كه بر او سپاس مىكنيم و از او يارى مىخواهيم و به او ايمان آورده و بر او توكل مىكنيم و از بديها و زشتيهاى نفس خود ، و از ناروائيهاى كارهاى خود به او پناه ميبريم ، خدائى كه هدايتكننده نيست كسى را كه او گمراه كند ، و گمراهكنندهاى نيست كسى را كه او هدايت كند ، و شهادت و گواهى مىدهم كه جز او خدائى نيست ، و اينكه محمد بنده و پيامبر او است ، اما بعد از اين سخنها اى گروه مردم براى هيچ پيامبرى از عمر نمىشود مگر نيمه عمر كسى كه پيش از او بود ، بتحقيق عيسى بن مريم در ميان قوم خود چهل سال ماند ، و من در بيست سال شتاب كردم ، آگاه باشيد نزديك است كه از شما مفارقت كنم ، و از ميان شما رخت بربندم ، آگاه باشيد بتحقيق من مسئولم و شما هم مسئول هستيد ، آيا رسالت خود را بشما رساندم ؟ پس شما چه مىگوئيد ؟ از هر جانبى گروهى به پا خاستند و به پاسخ پيامبر خود مبادرت نموده ، و گفتند : گواهى ميدهيم كه بنده شايستهء خدا و پيامبر او هستى ، بتحقيق رسالت او را رساندى ، و در راه خدا جهاد كردى ، و امر او را بيان نموده و روشن ساختى و او را پرستش كردى تا بر تو يقين آمد ، خدا از